A Marvelous Song!l

آهنگ Loose Tooth رو پارسال کاملا اتفاقی مابین search برای
یک کنفرانس کلاسی پیدا کردم!اون وقتها شاید خیلی نظرم رو جلب نکرد، اما چند روزیه
که انگار تازه فوق العاده بودن این آهنگ رو کشف کرده باشم، هربار که گوش می دم از
این همه استعداد و خلاقیت شاعرش ذوق مرگ می شم! رسما! آخه آدم چه قدر می تونه ظریف و هوشمندانه و در عین حال فوق العاده بامزه گیر
بده به یه چیزی! چه قدر آخه؟؟؟ یعنی من دیوونه نویسنده این Song شدم!
متن آهنگ درباره پسر بچهی 6-7 ساله ایست که از دندون لقش و
ماجراهاش میگه!! خداست این آهنگ! شک ندارم همه شما یه وقتی شبیه این ماجراها رو با دندونتون داشتین! از
شنیدن جمله جمله ی این آهنگ کیف کردم! به شدت توصیه اکید می کنم که این آهنگ رو
گوش کنید و حالشو ببرین!
متن آهنگ رو در ادامه مطلب بخونید!
ادامه مطلب
Decision or What?!l
آدم هایی که زیاد فکر می کنند، زیاد فلسفه دارند برای زندگی
کردن و چه طور زندگی کردن، چه قدر دردناک است اگر یک روز برسند به جایی که
ناخودآگاه مجبور باشند فریاد بزنند:"Hey! WHERE THE HELL ARE YOU?"
هرچه قدر هم منطقی باشی، هرچه قدر هم محافظه کار باشی، هرچه
قدر هم که عاقل باشی، زندگی آنطور که پیش بینی می کنی پیش نمی رود، حتی گاهی
آنچنان فاصله می گیرد که تو یک آن می ایستی و انگشت به دهان می مانی که WOW! من کجا و اینجا کجا! همیشه هم ربط مستقیم ندارد به زندگی، گاهی
اوقات مستقیما برمی گردد به تصمیمی که تو یک جاهایی گرفتی،بدون آنکه هیچ سیر منطقی
خاصی درش پیدا کنی!-همیشه پیش می آید، خاصیت آدمی زاد است - شاید هم آن وقت ها
خیال می کردی که منطقی ترین تصمیم ممکن را گرفته ای اما گاهی وقتها یک شوک حالت
را جا می آورد و تو می مانی با یک دنیا فاصله از خودت و تو می مانی و این گپی که
نمی دانی باید چه کارش کنی و تو می مانی و زندگی ای که چندان هم باب میلت نیست، و
تو می مانی و یک دنیا پر از صورتک هایی که خودت نیستند و تو باید همیشه آنها را به
دوش بکشی! هه....تو می مانی با کوهی از سنگینی خودت نبودن ها!
برای این دسته از آدم ها سخت است، سخت تر از هرچیزی است دور
ماندن از خودشان، نقش بازی کردن و فرار کردن از آنچه هستند، آدمهایی که همواره تلاش می کردند که دقیقا همان
باشند نه هیچ چیز دیگر! طاقت فرساست...
و اینجاست که در تمام لحظات زندگیشان خودشان را بر سر یک دو
راهی می بیند که همین طور لنگان لنگان بقیه مسیر را بروند یا خراب کنند همه چیز را
و دوباره از هیچ شروع کنند به ساختن !
خراب کردن هیچ وقت کار آسانی نیست و چه قدر برایم قابل تحسیننند
آن عده ی انگشت شماری که شجاعت انتخاب مورد دوم را داشته باشند....
من؟ مطمئن نیستم شجاعتش را داشته باشم!
مرتبط: این پست را یک زمانی جایی دیگر نوشته بودم، این
روزها و نمایشنامه ی خواندنی عطا ( 1،2)ذهنم را برد به آن
روزها...

